نوروزیه

به‌نام خدا

فصل نوروزیه را با هم در کتاب "آی‌تی شناسی کهن ایران‌زمین" چاپ ١۵٠٠ سال بعد که به زندگی من می‌پردازد را با هم مرور می‌کنیم . این بخش دارای جذابیت‌های طنز کمی است و بیشتر به وقایع اتفاقیه در نوروز سال هشتاد و نه می‌پردازد ...

روز آحر اسفند ، ثانیه شمار به ١٣ رسید و اهل محل مراسم سوم چهارشنبه سوری را در محل دائمش برپا ساختند و خبر رسید که سال تحویل شد. ما و سایر خواص نفهمیدیم که کی به کی سال را تحویل داد اما بهانه‌ای شد برای تناول ادامه آجیل‌های خورده نشده. و همواره از دیرباز تا کنون به این فکر بودم اختلاف ما بین ساعت تحویل و ساعت ٠ روز ١ فرودین ماه، بر حساب کدام روز نوشته می‌شود.

به ساعات اولیه خواص ما را پیامک باران کردند و ما جوابی به هیچ کدام ندادیم . چون این‌ها همگی کلک‌هایی است برای خالی کردن شارژ و پر کردن مبلغ قبض. و زیبا ترین پیامک را همین بس که دوستی بفرستاد " یه پیغام ویژه داری بروپایین " و چند خط پایین حک شده بود که "٢٩ اسفند روز ملی شدن نفت گرامی باد" و لعنت خدا بر همه سرکار گذاران مردم .

و به دیدار بزرگان رفتیم گر چه خود شیخ فامیل محسوب می‌شویم و بر ما مهمان هایی از هر سو و هر دیار و هر کشوری به صورت فرت و فرت نازل شد! پروردگارا ... و شب را به صبح نرساندیم در خواب گرامی ! به ساعت چهار صبح (نیم ساعت به روس خوان)با حضرت عمو که وی مرکبی از جنس BMW دارد به کوه شدیم و بسی در آنجا خوش گذرانیدیم اگر چه در مسیر رفت تنها بودیم و با چراغ از آن بیغوله بالا رفتیم و به قله رسیدیم به ساعت هفت‌اینا و الی آخر که ساعت نه‌و خرده‌ای به خانه رسیدیم. و پس از چرتی اندک باز مهمان آمد و ...

8 سال پیش